کانال تلگرم اخبار هیات علمی

لغو پذیرش بدون آزمون در بورس

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

21 دیدگاه در “لغو پذیرش بدون آزمون در بورس”

  1. رامین می‌گه:

    با سلام خدمت دوستان عزیز دهه ۶۰ اینجانب کوچیک همتون متولد ۵۶ ام و امسال بعد ۱۰ سال کنکور دادن شبانه قبول شدم.خدمتتون عارضم که ما معلم هنرستانیم و براتون جالبه که واسه یه درس سال ذوم فنی حرفه ای ۲تا دکتر از دو رشته مرتبط عمران و معماری سر کلاس میریم و دو نفری جمعا یکمییلیون و سیصد حقوق می گیریم و ترمی ۱۵ میلیون شهریه میدیم.اینو گفتم که بگم به امید درآمد تو این راه نیاین تهش خبری نیست ……

  2. مجید می‌گه:

    دوستان باید خودمون دست به کار شیم همه ما می نالیم اما موقع حرف زدن ساکت میشیم که نکنه اگه اعتراض کنیم سو سابقه بشه و فردا جدب نشیم !
    مثلا اینترنت خوابگاه دکتری قطع میشه هیشکی هیشکی اعتراض نمیکنه !!!
    یعنی با بیل هم به سرمون بزنن عادت کردیم (بخاطر همون دهه ۶۰ بودنمون) که ساکت باشیم !
    باید همه با هم بخواهیم که ی فکری برامون کنند
    وگرنه همه ما دانشجو و بعدش فارغ التحصیل بیکار دکتری خواهیم بود !
    مدرکی که بالاترین مدرک کشور است !!!!!

  3. احمد می‌گه:

    با عرض سلام خدمت دوستان

    متاسفانه افزایش بی برنامه ظرفیت دکتری در دانشگاهها بدون توجه به آینده یک فارغ التحصیل دکتری و حتی امکانات دانشگاه ضربه بزرگیه. ظرفیت محدود دانشگاهها از یک طرف و کاهش دانشجو در بعضی از رشته ها باعث شده که روند جذب هم کاهش پیدا کنه
    حالا دوستان میگن پارتی من به شخصه منکر قضیه پارتی نیستم ولی ظرفیت هم کمه یعنی خروجی دانشگاهها خیلی بیشتر از ظرفیت مورد نیاز دانشگاههاست. شما در این مرحله علاقمند هستید که بورس شید حرفتون کاملا درست. ولی به فرض بورس هم شدید بعدش…
    با یکی از دوستان که با مدرک دکترا هیات علمی دانشگاه ازاده صحبت می کردم، یه دغدغه های دیگه ای داشت اول اینکه تنها با حقوق هیات علمی نمیشه زندگی کرد و باید به فکر کار جنبی هم بود کار جنبی شما رو از دانشگاه دور می کنه و مجبورید اون جور که باید و شاید به کار اصلیتون که همون تحقیق و بروز بودن هست تو دانشگاه نپردازید ایشون به من می گفت اگه الان دانشجوی دکتری بود انصراف میداد و میرفت اونور واسه دکترا

    • دانشجو می‌گه:

      بله . اینم بحث مهمیه. پذیرش دانشجو بدون هیچ برنامه و تدبیری! متولدین دهه ۶۰ یک پیک جمعیتی هستند که دولت فقط داره این پیک رو جابجا میکنه . بجای اینکه بهشون خدمات بده فقط داره زمان رو هدر میده که این پیک از مقاطع بحرانی بگذره. نسل بعدی این مشکلات رو نخواهند داشت. نسل قبلی هم این مشکلات رو نداشت.
      اما دهه ۶۰ ها از زمانی که در مقطع ابتدایی بودیم ، نیمکت به اندازه نبود و روی زمین می نشستیم. هنوز هم که هنوزه نیمکت برامون نیست. فردا پسفردا خانه سالمندان هم برامون جا نیست. خدا ککنه حداقل قبر گیرمون بیاد 🙁

      • در جستجو می‌گه:

        بیچاره ما دهه شصتی ها! دهه هفتادی ها که اصلا اهل درس نیستند. دهه پنجاهی ها هم که به سرعت مشغول به کار شدند. این وسط دهه شصتی ها می مونند که دارند له می شن

      • مجید می‌گه:

        بله من هم متولد ۶۳ هستم و دانشجوی دکتری !
        تا راهنمایی یادم می آد که روی نیمکت ۳ نفر میشستیم و موقع امتحان نفر وسط باید میرفت پایین و چهار زانلو مینشست و برگه رو روی کف نیمکت میذاشت و مینوشت !
        این همه استرس و فشار فکری که ما در کنکور و درس داشتیم و داریم همه از این بی برنامگی و استرس های کودکی است ….!

  4. دانشجو می‌گه:

    توی فراخوان جذب هم وضع بهتر از این نیست. اونجا هم اول نیروی مورد نظرشون رو میگیرند یعنی قول مساعد میدن بعد میرن برای اون شخص خاص فراخوان میزنن. جوانهای مردم هم همگی سرکار هستن. اینهمه راه پر خطر رو با جاده های یخ زده میکشونن اینور اونور برای مصاحبه. بعدم همونی که مد نظر خودشون بود رو میگیرن

  5. محمد می‌گه:

    با سلام،
    ۱- مشکل اصلی اینجاست که اصلاً در هیچ جای دنیا دانشجو دکتری را با آزمون تستی تعیین نمی کنند. اینکه یک نفر در آزمون تستی دکتری رتبه اول بشه دلیل بر توانایی انجام کار پژوهشی و در آینده افزایش کیفیت دانشگاهها نیست.
    ۲- سوالی که من داشتم اینکه، آقای دکتر این افرادی که به اصطلاح از طریق مصاحبه وزارت علوم بصورت صوری بورسیه شده اند، قبل از اون در فراخوانهای دانشگاهها به عنوان هیئت علمی پذیرفته شده اند و چند سال در دانشگاه مربوط فعالیت و تدریس داشته اند. اگر این افراد را قبول ندارید چرا اونها را به عنوان هیئت علمی از ابتدا جذب کرده اید. و اگر قبول دارید مربیان دانشگاه‌ها را با مصاحبه درست و حسابی و بررسی پرونده علمی پژوهشی تکلیفشون رو روشن کنید که یا دیگر ادامه تحصیل و فعالیت در دانشگاهها را رها کنند و یا تسهیلاتی برای ارتقا اونها فراهم کنید. در ضمن، خیلی از مربیان دانشگاهها سوابق علمی و پژوهشی قوی تری نسبت به خیلی از افرادی دارند که در آزمون ها بهترین رتبه ها رو دارند اما حتی یک مقاله و یا کار پژوهشی ندارند.

  6. ر-ش می‌گه:

    ای بابا من تو بهترین دانشگاههای ایران درس خوندم و الان دانشجوی دکتری هستم امید به زندگیم صفره صفر!!! پیش خودم میگم اگر نانوا شده بودم در آمدم بیشتر بود!!!!

  7. سام می‌گه:

    من متولد ۶۸ هستم و تمام کنکورارو دادم و همشونم سال جاری با رتبه خوب قبول شدم.الان هم با این سنم دانشجو دکترا هستم زندگیمو گذاشتم درس خوندم.الان حتی نمیدونم تو یه شهرستان کوجیک هم بورس میشم یا نه،
    ولی در مقابل من نمیدونم جه قانونیه که همکلاسی من بدون این که بتونه تو کنکوره دکترا مجاز بشه بدون این که حتی مدرک ارشدشو بگیر و ترم ۴ ارشدش که هنوز هم دفاع نکرده بوده بتونه بدون رزومه تو ۱ دانشگاه تراز اول کشور بورسیه بگیره.آیا این واقعا عدالته؟؟ آیا این که پدر اون نفوذ داره ولی پدر من ۱ کارگر ساده که نمی تونه زندگی خودشم بچرخونه عدالته؟؟؟ آیا من در این مملکت و برای این مملکت تلاش نمی کنم؟؟آیا من و امثاله من نباید حداقل نتیجه ۱۸ سال درس خوندنمون، زندگی دور از خونوادمون رو بگیریم؟؟؟؟آیا درس خوندن هم الان فقط برای کسایی هست که نفوذ دارن؟؟اونایی که تو دانشگاه جز درس خوندن هر کاره دیگه می کنن؟؟؟با این همه پیشرفتی که داشتم که بدونه وقفه و بدون نظر و کمک کسی و گذروندن تمام کنکورها و فقط با علم خودم که تا اینجا امدم و ترم ۲ دکترا هستم وقتی فکر میکنم که فرصتی برای جذب ندارم و بعده ۴ سال دکترا هم ۲ سال میرم سربازی و تازه با مدرک دکترا میخوام از زیر صفر زندگیمو شرو کنم از همه چی سرخورده میشم.واقعا به دادمون بررسین.کجاست عدالت علی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  8. دانشجو می‌گه:

    ای بابا خبر نگار لطفا این رو به گوش دکتر برسون.

    دکتر جان دستت درد نکنه که بالاخره کمی هم سیستم رو میخای سفت کنی. این سیستم انقد راه فرار داشت و داره که من نوعی که بعد ازگذروندن آزمون و ۵ تا مصاحبه و داشتن ۱۰ تا مقاله آی اس آی و چند تا کتاب معتبر و خیلی سوابق دیگه بالاخره تونستم در یک دانشگاه رده چندم مملکت خودم پذیرش بشم و با تمام مشقت راه و معیشت بتونم ادامه تحصیل بدم همزمان با من دوستان نزدیک خودم (البته از دیدگاه من نزدیک) با بدون هیچ زخمتی بدون داشتن مقاله معتبر بدون داشتن هیچ رزومه ای موفق به دریافت بورس اعزام به خارج شدند و بعد هم تبدیل به داخل کردند. این یعنی اینکه نه آزمون دادند و نه مصاحبه علمی و نه مدرک زبان درست و حسابی و نه رزومه … فقط روابط! در نهایت من و امثال من شدیم دانشجوی دکتری معمولی که الان هم ۳ سال است در به در به دنبال بورس هستیم اما دوستانمان که راه های دیگر بلد بودند به راحتی ما رو دور زدند و آزمون را. هم دانشجوی دکتری شدند و هم با تبدیل به داخل شدن به راحتی آب خوردن در دانشگاه شهر خودشان به عنوان بورسیه درامدند و در کنار خانواده شان در راحتی درسشان را می خوانند به توانایی هاشان افتخار می کنند. ولی ما بعد از اینهمه زحمت و مشقت درس خواندن و کنکور دادن انقدر سطح توقعاتمان در این سالها پایین آمده است که حاضریم در سی سالگی و برای انجام سنت نبی خدا با جیب خالی به دورترین نقاط کشور بریم برای مصاحبه تا شاید بورس شویم و ماهانه ۷۰۰ الی ۹۰۰ هزار تومان (دستمزد یک دستفروش در مترو تهران) به ما تعلق بگیرد. آنهم اگر بدهند! ای کاش بعد از لیسانس وارد بازار شده بودیم آقای دکتر. الان هم زندگیمان را داشتیم هم زن و فرزندمان را. ولی الان با این اوضاع حتی روی نگاه کردن به پدرمان را هم نداریم. خدا شاهد است من شش ماه است خانه نرفته ام. از روی پدرم شرمسارم. جوان ۳۰ ساله بیکار …

    خدا یا تو بزرگی…

    • در جستجو می‌گه:

      واقعا وضعیت بیکاری افرادی که دانشجوی دکتری هستند یا فارغ التحصیل دکتری هستند اسفناک است…
      کاش دولت چاره ای برای حل مشکل بیکاری این قشر تحصیلکرده جامعه کند…
      ما واقعا از بیکاری خسته ایم.

      • مینا می‌گه:

        من دانشجوی سال سوم تو یکی از بهترین دانشگاههای کشورم. سه ساله تمام فراخوانها رو نگاه میکنم. اما هیچ خبری نیست. این وضع برای خانومها از این جهت مشکله که نمیتونن هر شهری رو برای خدمت انتخاب کننو برای آقایون هم مشکلات معیشتی واقعا دردآوره. تو دانشگاه ما یه طرحی بود که به دانشجویان دکتری ماهیانه یه حقوقی بدن که دیگه به فکر کار کردن بیرون از دانشگاه نباشن. اما با این وضع بد مالی دانشگاه این طرح مسکوت موند. اما کاش وزیر محترم یه طرحی ارائه بدن که دانشجویان دکتری تا سال ۴ تخصیلشون بیمه باشند. ما حتی اگه تو ۳۲ سالگی استخدام بشیم کی قراره بازنشسته شیم؟ کل عمرمون رفت دیگه!

    • رضا می‌گه:

      آقای دانشجو الان درد همه اونایی که ریش و پارتی ندارن مثل شماست. من ترم دومم واسه حق التدریسی شدن دارم این درو اون در میزنم ولی کو جای خالی چه برسه به اینکه بخوام جایی بورس شم. یکی از دوستام که آزمون جامشم داده کانادا پذیرش گرفته و داره انصراف میده و بره.بخدا کار درست همینه.

  9. omid می‌گه:

    با سلام

    به نظر بنده این روند جذب کاملا صحیح و منطقی است. زیرا از اعمال سلیقه ها جلوگیری خواهد نمود. در میان صحبت های آقای غلامی این نکته بسیار مفید و مهم است که “مصاحبه علمی یک فرآیند قانونی است و حتی ۱۰ بار هم می تواند انجام شود و کسی که توانایی علمی دارد هیچ نگرانی نباید از این بابت داشته باشد.”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *